خیلی بیحوصله شدم

خرید بک لینک

امکانات وب

این روزا نه حوصله حرف زدن دارم نه حوصله نوشتن ...فقط سکوت میکنم ..واقعا حوصله هیچکسو ندارم .اون روز با بابا رفتیم بازار خیر سرم لباس عید بخرم ولی هر دو بی حوصله بودیم فقط بعد 4 ساعت یه شلوار لی دمپا گشاد خریدم با یه ادکلن ...همین .فعلا حوصله خریدم ندارم...چند روزه فرناز بدجوری رفته رو مخم که بگو چت شده .میگم هیچی میگه نه یه چیزیت هست ولی میریزی تو خودت .....بهش گفتم یه زنگی سرتاپا غم رو تصور کن ...هیچی هم نپرس...از اونور رعنا هرروز میاد میگه روشن کی میای خونه ما ؟کاش درک میکردن حوصله ندارم..........

مینویسم برای دلم......

ما را در سایت مینویسم برای دلم... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 15:38

صفحه بندی