با خودم میگم خانوم اینقدر انتظارشو کشیدی و هر لحظه آرزو کردی برگرده ...حالا که برگشته چرا اینجوری میکنی؟چرا نمیری سراغش؟چرا حالشو نمیپرسی؟مگه برات مهم نیست؟مگه اون عزیزت نیست؟....اما نمیتونم ...قبلنا در مقابلش مغرور نبودم ..اما حالا شدم ...دیشب بدجوری دلم هواشو کرده بود اما نبود...دلم میخواست زنگ بزنم بهش و صداشو بشنوم ولی امکانش نیست ...نمیخوام بفهمه هنوزم بهش فک میکنم .
برچسب:
نویسنده: کیارش محمدی
تاريخ: جمعه
9 مهر
1395 ساعت: 15:38